آشنایی با بیماری سایکوسوماتیک
اولین بار ارتباط بین اختلالهای روانشناختی و بیماری های جسمی توسط دانشمند بزرگ ایرانی “ابن سینا” تشخیص داده شد. بعدها با کمک علم روانپزشکی و روانشناسی، عوامل روانشناختی موثر بین علائم بیماریهای گوارشی و روانشناختی مشخص تر شد. در زمینه طب روانتنی می توان گفت که طب روان تنی از بیش از ۷۵ سال پیش یکی از حوزه های پژوهش در رشته روان پزشکی می باشد. در طب روان تنی دو فرضیه اساسی مطرح است این که مشکلاتی که در جسم فرد وجود دارد، میتواند بر روی عوامل روانشناختی فرد نیز تأثیر گذارد. مورد دوم این است که فردی که مبتلا به بیماریهای روحی روانی است می تواند مشکلات جسمانی نیز داشته باشد. افکار و هیجان‌ های آدمی، نحوه واکنش‌ دهی وی را تغییر می‌دهند. یکی از واکنش‌ های بدنی انسان، بیماری است و ما معمولا از این مسأله غافل هستیم که بیماری‌ های جسمانی نظیر زخم معده، بیماری قلبی و عروقی و آسم ممکن است تحت تأثیر افکار و احساسات قرار گیرند. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌ دهد مدت و شاید حتی وقوع این نوع بیماری‌ ها می‌ تواند تحت تأثیر حالت‌ های روانی مبتلایان به آنها قرار گیرد.
یکی از مهمترین تئوریهایی که در مورد شکل گیری اختلالات روان تنی مطرح است، نظریه استرس میباشد. همانطور که بیان شد استرس وضعیتی است که میتواند باعث اختلال در عملکرد روانشناختی و فیزیولوژی بدن فرد بشود. به نحوی که فردی که سیستم اضطرابش در اثر عوامل استرس زا فعال شود به نوعی پاسخهای جنگ یا گریز نیز در بدنش رخ میدهد که این مسئله میتواند باعث بروز علائم اضطراب مثل افزایش فشار خون، ضربان قلب، تنگی نفس و یا عواملی مرتبط با سیستم سمپاتیک فرد شود. بنابراین فردی که مبتلا به اختلالات اضطرابی مزمن است میتواند در دراز مدت مبتلا به بیماریهای جسمی نیز بشود مانند اختلالات قلبی عروقی، مشکلات گوارشی و یا مواردی مشابه. البته این که عوامل استرس زا چگونه میتوانند در شکلگیری مشکلات جسمانی فرد نیز دخیل باشند یا اینکه چطور میتوانند در زمینه ی تغییر پاسخهای فیزیولوژیک بدن موثر باشند دقیقا مشخص نیست. به احتمال زیاد عوامل متعددی میتواند در زمینه ی اضطراب مزمن زمینه ساز ابتلا به بیماریهای روانی باشد. مثلا اینکه اگر فردی به صورت طولانی مدت در معرض عوامل استرسزایی باشد که طول کشیده یا به اصطلاح اضطراب مزمن است، احتمال ابتلا به بیماریهای جسمانی مرتبط به اضطراب نیز در فرد بیشتر است. بر اساس تئوری دیگری که توسط ریچارد راهه و تامس هولمز در زمینه ی مقیاسهای استرس در زندگی فرد مطرح شد، این بود که اگر فرد عوامل استرس زا با تعداد بالایی را داشته باشد میتواند احتمال ابتلا به اختلالات روان تنی یا سایکوسوماتیک در آن برهه زمانی در او بالاتر برود. در ادامه این تئوری یافته های به دست آمده نشان داد افرادی که دیدگاه های خوش بینانه تری نسبت به زندگی در مواجهه با مشکلات و موانع دارند کمتر در معرض ابتلا به اختلالات سایکوسوماتیک هستند و زودتر و آسانتر نیز مشکلات جسمانی و روحی روانی شان بهبود می یابد. اختلال‌ های روان‌ تنی، شامل اختلال‌ هایی است که در آنها نشانه‌ ها مستقیما مربوط به آسیب مغزی یا وجود یک وضع غیرعادی در محیط زیست شیمیایی مغز است؛ تشخیص اختلال روان‌ تنی، زمانی صورت می‌ گیرد که یک اختلال با آسیب جسمانی شناخته‌ شده وجود داشته باشد و رویدادهایی که از نظر روان‌ شناختی معنادار هستند، قبل از اختلال واقع شده و به شروع یا وخیم‌تر شدن آن کمک کنند. زمانی که عوامل روان‌ شناختی بر بیماری جسمانی تأثیر می‌گذارند، معمولا فرد انکار می‌کند که بیمار است و از مصرف دارو خودداری می‌کند. حتی ممکن است وجود عوامل خطر را که احتمالا حالت جسمانی را وخیم‌ تر می‌کنند، نادیده بگیرد. اختلال‌ های جسمانی‌ شکل، مبنای جسمانی شناخته‌ شده‌ای ندارند اما اختلال‌ های روان‌ تنی، مبنای جسمانی دارند. عوامل روانی می‌ توانند شرایط جسمانی متعدد را در تعداد زیادی از اعضای بدن تحت تأثیر قرار دهند مثل سیستم های دستگاه تنفسی، دستگاه قلبی – عروقی، پوست و دستگاه معدی – روده‌ ای و اندام‌ های حسی. در هر فرد ممکن است تنها یک دستگاه عضوی در برابر تأثیرات روانی آسیب‌ پذیر باشد. سندرم روده تحریک پذیر نوعی اختلال در عملکرد روده است که با درد مزمن در ناحیه شکم، احساس ناراحتی، نفخ و تغییرات در عادات روده‌ای، بدون هرگونه علت ارگانیک دیگری، مشخص می‌شود.
درد سایکوسوماتیک یا روان تنی می تواند انواع متفاوتی داشته باشد و در هر قسمت بدن ایجاد شود. تجربه درد می تواند موضعی و در یک منطقه باشد یا به تمام بدن تعمیم پیدا کند. علاوه بر این ممکن است درد از یک قسمت شروع شده و به سایر نقاط بدن گسترش پیدا کند. کلمه سایکوسوماتیک (psychosomatic) روان تنی از دو واژه مختلف گرفته شده است. " سایک psyche " به معنی ذهن و " سوما soma " به معنی بدن. بنابراین یک اختلال سایکوسوماتیک (روان تنی) با علائم فیزیکی ای مشخص می شود که هیچ دلیل پزشکی ای نمی توان برای آن پیدا کرد. راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی توضیح می دهد که سوماتو فورم ( somatoform اختلال شبه جسمی) اختلالاتی هستند که مشخصه آن ها وقوع یک یا چند درد بدنی و جسمانی است که پس از ارزیابی پزشکی مناسب مشخص می شود هیچ توضیح آسیب شناسی فیزیکی physical pathology یا مکانیسم پاتوفیزیولوژیک pathophysiologic mechanism برای آن وجو د ندارد .
بیماری نابود کننده ...
درد روان تنی یا سایکوسوماتیک Psychosomatic Pain به عنوان درد روانزا psychogenic pain یا اختلال درد ناشی از استرس و اضطراب روانشناسی psychological شناخته می شود و مشخصه آن درد مزمن در بیش از یک منطقه است که چندین ماه تا چندین سال ادامه داشته باشد. اختلال درد سایکوسوماتیک مشخصات زیر را دارد: - درد توسط یک وضعیت پزشکی قابل توضیح نیست. - درد باعث ناراحتی جدی یا اختلال یا هر دو در مناطق مختلف بدن یا قابلیت های فردی میشود. - در آغاز، قوت، تشدید و افزایش شدت علایم با عوامل روانی ایجاد می شود. - شکایت از درد عمدی یا غیر واقعی نیست و به علت هر گونه اختلال روانی مانند خلق و خو و اختلال اضطراب یا هر شکل دیگری از اختلالات روانی ایجاد نشده است. شواهد نشان می دهد که درد جسمانی تجربه شده توسط کودکان دارای شدت برابر با یک بزرگسال است. تفاوت در گروه های قومی نژادی، برتری در مورد دردهای سایکوسوماتیک را نشان داده است. علاوه بر این ارتباط قوی بین جنسیت و درد یافت شده است. در بسیاری مطالعات مشخص شد که زنان بیشتر از مردان از دردهای روان تنی رنج می برند و بیشتر به دنبال درمان هستند. همچنین مشخص شده که کودکان اغلب از دردهای سایکوسوماتیک در ناحیه شکم و سر شکایت دارند. با این حال با افزایش سن مکان درد فرق کرده و در مکان های متنوع و با شدت بیشتر آن را تجربه می کنند. تشخیص اختلال روان‌تنی، زمانی صورت می‌گیرد که یک اختلال با آسیب جسمانی شناخته‌شده وجود داشته باشد و رویدادهایی که از نظر روان‌شناختی معنادار هستند، قبل از اختلال واقع شده و به شروع یا وخیم‌تر شدن آن کمک کنند. زمانی که عوامل روان‌شناختی بر بیماری جسمانی تأثیر می‌گذارند، معمولاً فرد انکار می‌کند که بیمار است، از مصرف دارو خودداری می‌کند و ممکن است وجود عوامل خطر را که احتمالاً حالت جسمانی را وخیم‌تر می‌کنند، نادیده بگیرد. ملاک اول، اختلال‌های روان‌تنی را از اختلال‌های جسمانی‌شکل جدا می‌کند. اختلال‌های جسمانی‌شکل، مبنای جسمانی شناخته‌شده‌ای ندارند اما اختلال‌های روان‌تنی، مبنای جسمانی دارند. عوامل روانی می‌توانند شرایط جسمانی متعدد را در تعداد زیادی از دستگاه‌های عضوی تحت تأثیر قرار دهند، دستگاه‌هایی نظیر: دستگاه تنفسی، دستگاه قلبی – عروقی، پوست و دستگاه معدی – روده‌ای و اندام‌های حسی. در هر فرد ممکن است تنها یک دستگاه عضوی در برابر تأثیرات روانی آسیب‌پذیر باشد
درد سایکوسوماتیک یا روان تنی می تواند انواع متفاوتی داشته باشد و در هر قسمت بدن ایجاد شود. تجربه درد می تواند موضعی و در یک منطقه باشد یا به تمام بدن تعمیم پیدا کند. علاوه بر این ممکن است درد از یک قسمت شروع شده و به سایر نقاط بدن گسترش پیدا کند. برخی از نقاط مشترک در بدن عبارتند از:
  • سر درد
  • بدن درد
  • کمر درد
  • شکم درد
  • درد بازو

فیبروملاژیا: بسیاری از پزشکان و سندرم درد مزمن را به عنوان دردهای روان تنی در نظر می گیرند. فیبروملاژیا (fibromyalgia) سندرم درد اسکلتی-عضلانی مزمنی است که با درد در سطح گسترده، نقاط حساس، خستگی و اختلال خواب مشخص می‌شود.
اختلال درد: بیماران مبتلا معمولاً درگیر دردهای مزمن هستد که این دردها به مشکلات طبی مشخصی مرتبط نیستند. به عنوان مثال دردهایی شدید و مزمن در کمر یا پا تجربه می‌شود و شدت این دردها فعالیت‌های عادی زندگی افراد را مختل می‌کند.
اختلال بدشکلی بدن: افراد مبتلا به این اختلال در مورد ظاهر خود بسیار نگران هستند و نقایصی را که در بدنشان موجود نیست تصور می‌کنند وجود دارد. مثلاً با اندکی ریزش مو تصور می‌کنند دچار مشکل طاسی شده‌اند و به شدت نگران می‌شوند.
سایبرکندریا: در دهه‌های اخیر به واسطه انتشار اطلاعات پزشکی و بیماری‌ها در فضای مجازی و اینترنت، برخی افراد با جستجو در اینترنت و مشاهده اطلاعات پزشکی بیماری‌ها، بسیاری از علایم بیماری‌هایی را در بدن خود تجربه می‌کنند. مشخصه اختلال روان تنی، تمرکز بر یک یا چند نشانه بدنی است همراه با اضطراب و ناراحتی بارز در مورد نشانه ها که تناسبی با ماهیت یاشدت نشانه بدنی ندارد.

۱. اختلالات گوارشی
زخم‌های گوارشی اغلب به خاطر فرسایش غشاء مخاطی که در قسمت بالای روده باریک قرار دارد، اتفاق می‌افتد. در افرادی که اسید معده بیش از حد ترشح می‌شود و یا دفاع مخاطی ضعیفی وجود دارد، احتمال ابتلا به زخم‌های گوارشی بیشتر است. این اتفاق می‌تواند ارثی باشد؛ همچنین افرادی که دچار ضعف در روده هستند، هنگام مواجهه با شرایط استرس‌زا دچار زخم‌ها و اختلالات گوارشی می‌شوند. تحقیقات بسیاری نشان می‌دهد بروز خشم و اضطراب در افراد، ترشح اسید معده را افزایش می‌دهد و در نتیجه منجر به ایجاد زخم‌های گوارشی می‌شود. بسیاری از افرادی که در مشاغل پر اضطراب مشغول به کار هستند، به زخ معده و معده درد دچار می‌شوند.

۲. اختلالات قلبی عروقی
اغلب بیماری‌های قلبی عروقی بر اثر تجمع چربی در شریان‌های کرنری اتفاق می‌افتند. گاه گرفتگی رگ‌ها مانع از خون‌رسانی به قلب و در نتیجه منجر به حمله قلبی و مرگ می‌شود. علاوه بر عوامل جسمانی نظیر پیری، سیگار کشیدن، عوامل ارثی، کلسترول و فشار خون بالا، مجموعه‌ای از عوامل روانی که با تیپ شخصیتی A شناخته می‌شود، در بروز بیماری‌های قلبی عروقی نقش دارند. افرادی که دائما نگران هستند، رقابت طلب و جاه‌طلب هستند و خصومت و پرخاشگری زیادی دارند، اغلب مشکلات و دردهای قلبی عروقی را به میزان زیادی تجربه می‌کنند. این اختلالات زمانی شدیدتر می‌شوند که شخصیت‌های تیپ A امکان و مهارت‌های تخلیه خشم خود را نداشته‌باشند.

۳. اختلالات تنفسی و به ویژه آسم
از جمله بیماری‌های تنفسی آسم است که در آن مجاری تنفسی به صورت منتشر مسدود و یا تنگ می‌شود. تنگی نفس، سرفه، خس خس کردن از جمله علائم این بیماری است. زمان‌هایی که افراد دچار هیجانات روانی پیچیده و شدید می‌شوند، اغلب به نفس نفس می‌افتند و تنفس برایشان سخت می‌شود. البته آسم تنها به علل روانی محدود نمی‌شود؛ در واقع عوامل روانی و استرس‌ها تشدید کننده‌ی علل جسمانی این بیماری هستند.

۴. فشار خون
فشار خون بر اثر عوامل قلبی کلیوی و غددی اتفاق می‌افتد؛ اما در بسیاری موارد مشاهده شده این بیماری علت جسمانی خاصی ندارد. افرادی که به بیماری فشار خون مبتلا می‌شوند، اغلب در مورد مسائل و مشکلات انعطاف ناپذیرند؛ بسیار کمال‌گرا هستند و به دلیل عدم تطابق توانایی‌ها و خواسته‌هایشان اضطراب و تنش روانی زیادی را تجربه می‌کنند. البته نمی‌توان نقش وراثت را در ابتلا به این بیماری نادیده گرفت اما استرس به میزان زیادی بر تشدید علائم تأثیرگذار است.

۵. دردهای ستون فقرات و به ویژه دردهای کمر
علت بروز دردهای ستون فقرات و کمر می‌تواند دیسک، ساییدگی مهره ها، تومورهای نخاع و ستون فقرات باشد؛ این دردها علت عضوی دارند اما نوع دیگری از دردهای مربوط به ستون فقرات که اغلب در مهره‌های اولیه پشت و گردن بروز پیدا می‌کند، منشأ روانی دارند. اغلب افرادی که نمی‌توانند خود را با محیط منطبق کنند و یا توانایی سازگاری هیجانی ندارند، به دردهای گردن و کمر مبتلا می‌شوند. این افراد ممکن است در دراز مدت نشانه‌های خلق پایین را تجربه کنند.

۶. مشکلات تیروئید
در برخی افراد استرس‌های طولانی مدت و یک‌نواخت منجر به بروز پرکاری تیروئید می‌شود. همچنین افرادی که مدام نسبت به مسائل و عقاید دیگران حالت تدافعی داشته و یا نمی‌توانند تعامل و ارتباط مناسبی با محیط پیرامونی خود برقرار کنند، ممکن است مشکلات تیروئیدی را تجربه کنند.

۷. اختلالات تغذیه‌ای و خوردن
دو تا از مهم‌ترین بیماری‌های تغذیه‌ای که هر دو علت روانی دارند، پرخوری عصبی و بی‌اشتهایی روانی هستند. بی‌اشتهایی روانی از خود کم‌بینی و احساس اضافه وزن غیر واقعی نشأت می‌گیرد. این افراد گمان می‌کنند بسیار چاق هستند و به صورت مداوم از خوردن امتناع می‌کنند؛ اغلب وزن آن‌ها به نصف وزن طبیعی می رسد. در پر خوری عصبی نیز فرد تمایل به مصرف بیش از اندازه غذا دارد و مدام در حال خوردن است اما از ترس اضافه وزن با استفاده از روش‌هایی همچون انگشت کردن در حلق، مصرف ملین و مسهل و ورزش‌های بسیار سنگین سعی در دفع موارد غذایی می‌کند. بین پرخوری عصبی و افسردگی ارتباط بسیار نزدیکی وجود دارد. این بیماری‌ها مشکلات فراوانی را برای فرد به وجود می‌آورند و درمان آن‌ها جز از روش‌های روان درمانی و مداخلات تخصصی امکان پذیر نیست.

شخص معمولا اختلال دردی دارد که با هیچ وضعیت پزشکی ای توجیه نمی شود و شدت و نشانه های آن با میزان درد واقعی مطابقت ندارد. باید در نظر داشته باشید که درد سایکوسوماتیک که بیمار از آن ها شاکی است برخلاف تصور قبل فقط در ذهن بیمار نیست. آن ها درد فیزیکی واقعی هستند که واقعا بیمار آن ها را حس می کند نه این که ادا در بیاورد. مجموعه ای از غربالگری ها مثل آزمایش خون و معاینات رادیولژیک از قبیل اشعه ایکس، سی تی اسکن و MRI می تواند وجود هر گونه مشکل پزشکی که باعث ایجاد درد شده است را رد یا تایید کند. تنها در صورتی که همه آزمایشات طبیعی باشد می توان تشخیص درد سایکوژنیک دارد.
اختلالات روان‌تنی یا سایکوسوماتیک معمولا نوعی واکنش دفاعی هستند که از سمت بدن و بسته به شرایط بروز پیدا می‌کنند. بنابراین تنها راه برای کنترل آن‌ها دوری از شرایط تنش‌زا و کنترل استرس به شکل موثر است. به این ترتیب آرامش ذهنی فرد نیز بیش‌تر می‌شود و هنگام مواجهه با شرایط بحرانی نیز بهتر ظاهر می‌شود. درمان های متداول برای درد سایکوسوماتیک یا دردهای روان تنی عبارت است از:

    • مشاوره و درد سایکوسوماتیک:
درمان از طریق صحبت با بیماران talk therapy ، اغلب به بیمار در توصیف وضع موجود و پریشانی ای که باعث ایجاد آن شده و اثرات منفی ای که بر زندگی اش گذاشته و ... کمک می کند، مشاور با تایید نشانه ها و همدردی با بیمار رابطه اش را با او گسترش داده و به این صورت اثربخشی درمان شروع می شود.

    • رفتاردرمانی شناختی Cognitive behavioral therapy برای درمان درد سایکوسوماتیک:
این شکل از روان درمانی روی افکار منفی و تحریف افکار تمرکز دارد. بلوک کردن افکار، باورهای غیر واقعی ، رفتارهایی که چرخه تفکر و احساس را تقویت می کند. این روش به بیمار کمک می کند متوجه شود که چگونه یک فکر منفی می تواند منجر به یک علامت فیزیکی شود و چطور باید این علایم را شکست دهد.

    • مسکن های غیر مخدر برای مدیریت درد سایکوسوماتیک:
در ابتدا می توان دوز خفیف مسکن برای مدیریت درد روان تنی تجویز نمود. با این حال مسکن اغلب عوارض جانبی طولانی مدت دارد و بیماری ممکن است برای کاهش درد از آن سوء استفاده کرده و وضعیتش را بدتر کند.

    • داروهای ضد افسردگی برای درمان درد سایکوسوماتیک:
داروهای ضد افسردگی می تواند برای آرامش بیمار توصیه شود. ضد دردهای استفاده شده در داروهای افسردگی اغلب به تسکین درد روان تنی کمک می کند و در نتیجه اجازه می دهد که بیمار بهتر به خواب رفته که به نوبه خود منجر به کاهش اضطراب در او می شود.

    • خانواده و گروه درمانی برای درد سایکوسوماتیک:
متخصص سلامت روان ممکن است به بیمار در مورد خانواده درمانی توصیه کند تا حمایت روانی لازم به بیمار ارائه شود. تمرکز به طور عمده در فرایند ارتباطات باقی می ماند، ترویج محیط حمایتی در خانواده و فعال شدن ارائه پاسخ های مناسب به بیمار. گروه درمانی عمدتا با حذف سوال " چرا فقط من " به اختلال پاسخ می دهد و باعث درک بهتر مشکلات و انواع مختلف آن که توسط دیگران تجربه شده ضمن این که سبب ارتقای سطح ارتباطات و اجتماعی شدن می شود.

    • ورزش:
ورزش منظم می تواند سبب از بین رفتن درد سایکوسوماتیک و همچنین جلوگیری از تشدید آن شود.

    • تکنیک آرام سازی Relaxation Technique برای کمک به غلبه بر درد روان تنی:
تکنیک های تمدد اعصاب مختلف عبارتند از: هدایت تصور، تکنیک آرام سازی پیشرونده عضلانی و غیره. به تسکین استرس روانی و جسمی و آرام شدن ذهن و بدن کمک می کند.روش آرام سازی پیش رونده عضلانی می تواند برای افراد مبتلا به درد بدن بسیار مفید باشد چون روی عضلات منقبض شده که در اثر تنش ماهیچه ای ایجاد شده اند تمرکز داشته و سبب رها سازی عضلانی و در نتیجه کاهش درد می شود.

    • هیپنوتیزم Hypnosis برای درمان اختلالات سوماتوفرم:
روی درمان لایه های زیرین ناخودآگاه، خواسته ها یا آرزوهایی که در قالب علایم جسمانی تجلی پیدا کرده اند تمرکز دارد. اگرچه اختلافات زیادی در مورد تکنیک هیپنوتیزم به عنوان درمان وجود دارد ولی مشخص شده است که در درمان موارد اختلالات سوماتوفرم بسیار مفید است.

    • ماساژ Massage:
انواع مختلف تکنیک های ماساژ در بهتر شدن درد برخی از بیماران مبتلا به درد سایکوسوماتیک یا اختلالات درد موثر است. این تکنیکها شامل ماساژ شیروپراکتیک chiropractic(درمان از راه دستکاری در ستون مهره‌ها)، شیاتسو (shiatsu ماساژ فشاری ) و غیره است.

    • هنر درمانی Art Therapies:
هنر درمانی بر بیان احساسات با استفاده از تکنیک های هنری مختلف مثل: موزیک، نقاشی، رقص و غیره متمرکز است. هنر درمانی بدن گرا تاثیر شگفتی در درمان اختلال درد سایکوسوماتیک دارد. رقص درمانی با بروز و بیان احساسات تاثیر زیادی داشته و اغلب باعث دگرگونی حالت روانی شده ضمن این که حرکات انجام شده در تسکین درد کمک کننده هستند.
دیگر درمان های جایگزین برای اختلال درد سایکوسوماتیک می تواند:
• پرت کردن حواس
• طب سوزنی
• طب فشاری Acupuncture and acupressure
• تحریک الکتریکی عصب Transcutaneous Electrical Nerve Stimulation (TENS )
• کمپرس گرم و سرد
از آن جایی که هیچ نشانه فیزیکی برای دردهای روان تنی وجود ندارد، ناراحتی ای که از درد سایکوسوماتیک می کشید ممکن است به سختی قابل توضیح یا درمیان گذاشتن با مردم باشد و دیگران ممکن است تصور کنند که بیمار در حال ادا درآوردن است. در بسیاری از موراد به علت عدم آگاهی تشخیص اشتباه اتفاق می افتد بنابراین یک راهنمایی درست از یک پزشک با تجربه که قبلا دردهای سایکوسوماتیک را درمان کرده است از اهمیت بالایی برخوردار است.
البته آنها نتوانستند مبنای فیزیولوژیک برای نشانه ها پیدا کنند اما متوجه شده بودند که نشانه ها بعد از اینکه فرد هیپنوتیزم می‌شود و یا تحت درمان روانکاوی قرار میگیرد ناپدید میشوند و خب همین تقویت کننده این نظریه بود که مبنای علائم جسمانی روانشناختی است.
این درد بی نهایت ...
علائم روان تنی به علائم جسمی واقعی اطلاق می شوند که برخاسته از ذهن هستند و بیش از آن که یک علت جسمی مشخص داشته باشند، با احساس های افراد ارتباط دارند. این بیماری ها می تواند تقریبا در هر عضوی از بدن از جمله دستگاه تنفسی، دستگاه قلبی عروقی، پوست، دستگاه گوارش و اندام‌های حسی، علائمی ایجاد کند.همچنین، اگر افرادی که به بیماری های جسمی مبتلا شده اند، به دلایل روانشناختی، از درمان به موقع، پیگیریهای درمانی و مصرف داروها اجتناب کنند و به این طریق، بیماری آنها شدت بیشتری پیدا کند، در زیر مجموعه ای از این بیماری­ ها قرار می گیرند. این که تصور کنیم علائم افرادی که به بیماری ­های روان تنی مبتلا می شوند، خیالی هستند و فقط در ذهن آنها وجود دارند، تصوری نادرست است. علائم جسمانیِ این بیماران واقعی هستند و لازم است مانند هر بیماری دیگری درمان شوند. اما متاسفانه، اغلب این اتفاق نمی افتد و این بیماران تشخیص صحیح و درمان مناسب را که همانا درمان های روان پزشکی و روان شناختی است، دریافت نمی کنند. در یک کلام، «تن ز جان و جان ز تن مستور نیست» و ارتباط بین جسم و روان، از ابتدای تاریخ روانپزشکی و روانشناسی مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است. در مکاتب مختلف روانشناسی، درمان های جامعی برای این بیماری ها وجود دارد. اما به علت فقدان اطلاعات، این بیماران معمولا ماه ها و گاه سال ها در بیمارستان های عمومی و نیز مطب پزشکان داخلی و پوست و غیره، انواع چکاپ ها و درمان ­ها را دریافت میکنند و بعد از به نتیجه نرسیدن هیچ یک از آن ها، در نهایت به روانپزشک و روانشناس مراجعه می کنند که این باعث اتلاف وقت و هزینه آنها می شود. درمان روانشناختی این بیماری ­ها به طور کلی و به زبان ساده، برپایه آموزش تنظیم احساسات قرار دارد و فرد می آموزد تا چگونه احساسات مختلف از جمله خشم، غم، استرس و اضطراب را مدیریت کند. اما باید توجه داشت که در این بیماران، این کار بدون طی کردن فرایند درمان با یک درمانگر حاذق، اتفاق نخواهد افتاد و فرد نمی تواند برای مثال، از طریق خواندن کتابهای مدیریت خشم و مانند آن، بر علائم خود غلبه کند. بنابراین، اگر فردی به یک بیماری روان ­تنی مبتلا است، بهتر است تا بی درنگ در جستجوی درمان های روانشناختی برآید.
امروزه نگاه غالب به مقوله روان، بر اساس مدل زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی است. یعنی روان، حاصل نیروهایی از این چهار مؤلفه است. همانگونه که در این مدل دیده می شود، اولین مؤلفه، تأثیرات زیست شناختی بر روان است. این یک ارتباط دوسویه است، یعنی روان بر جسم تأثیر می گذارد و جسم هم بر روان اثرگذار است. این ارتباط آنقدر تنگاتنگ است که نمی توان خط مشخصی بین محدوده جسم و روان کشید. به عبارت دیگر هر کدام در دیگری حضور دارد و جاری است. چنانچه در ضرب المثل قدیمی و پرکاربرد پارسی شیرین خودمان هم می گوییم: عقل سالم در بدن سالم! در این مَثَل عقل به عنوان یک مؤلفه روان شناختی است و رابطه بین این دو را نشان می دهد و سلامت یا بیماری جسم و روان در ارتباط مستقیم با یکدیگرند. این موضوع که سلامت روان و حتی نوع نگرش شخص می تواند بر مشکالت جسمانی اثر بگذارد، بر کسی پوشیده نیست. به عنوان مثال می دانیم که داشتنِ تفکر مثبت، می تواند دوران نقاهت بیماری ها را کاهش دهد یا حتی با افزایش کارایی سیستم ایمنی، فرد را در مقابل بیماری ها مقاوم تر سازد. اما برخی از بیماری های جسمانی هستند که تحت تأثیر مستقیم مشکلات روان قرار دارند به طوری که مشکلات روان در شروع و تشدید آن ها نقش دارند. به این دسته از بیماری ها، اختلالات روان تنی می گویند. اختالالت روان تنی خیالی نیستند، یعنی مانند شخص صرفاً فکر نمی کند که ممکن است به یک بیماری جسمی مبتلا شده باشد، بلکه واقعا علائم جسمانی و بیماری را احساس می کند اما در شکل گیری یا تشدید علائم آن بیماری، وضعیت نامناسب روانِ شخص دخیل است. عوامل روانی می توانند شرایط جسمانیِ تعداد زیادی از دستگاه های بدنی را تحت تأثیر قرار دهند؛ دستگاه هایی نظیر دستگاه تنفسی، دستگاه قلبی ـ عروقی، پوست و دستگاه معدی ـ روده ها و اندام های حسی در هر شخصی ممکن است یک دستگاه عضوی در برابر تأثیرات روانی بیشتر از سایر دستگاه های بدنی آسیب پذیر باشد. انواع بیماری ها می توانند جزء اختلالات روان.تنی باشند، به عنوان مثال بیماری هایی همچون میگرن، سردردهای تنشی، تهوع و استفراغ، ورم مزمن روده بزرگ، آسم، جوش و آکنه، واکنش های آلرژی، کهیر، افزایش ترشح غدد داخلی، کاهش قند خون، دیابت نوع دو، چاقی، برخی از انواع فشار خون، بیماری کرونر قلب و افزایش ضربان قلب ممکن است از نوع بیماری های روان تنی باشند. بسیاری از افرادی که مبتلا به چنین بیماری هایی هستند، به پزشک متخصص مربوطه رجوع می کنند و معمولا آزمایشات و معاینات پزشکی، دلایل قابل استناد برای منشاء عضوی و جسمانی آن بیماری پیدا نمی کنند یا بیمار به درمان های متعارف آن علایم جواب قابل قبولی نمی دهد. معمولا در این مراحل است که بیمار به متخصصان روان مراجعه می کند و درصدد درمان مشکلات اعصاب و روان برمی آید تا بتواند از شر مشکلات جسمانی مربوط به آن رها شود. برای نمونه می توان به بیماری نسبتاً شایع روده تحریک پذیر (IBS )اشاره کرد. بطور خلاصه این بیماری نوعی اختلال در عملکرد روده است که ممکن است همراه برخی علائم نظیر درد مزمن در ناحیه شکم، احساس ناراحتی، نفخ، یبوست یا اسهال بروز کند و علت ارگانیک مشخصی برای آن مشخص نشده و آزمایشات بالینی هم علت طبی خاصی را نشان نمی دهند. به طور معمول داروهای گوارشی ممکن است در کاهش علایم کمک کنند ولی بهبود کامل را نوید نمی دهد. اما معمولا چانچه علاوه بر این درمان ها، درمان های حوزه روان نیز صورت گیرند، اثربخشی چشمگیری در بهبود بیماری شخص خواهد داشت. بیماران مبتلا به این اختلال می دانند که علایم ناخوشایند گوارشی آنها به شدت به وضعیت اعصابشان وابسته است و تحت شرایط استرس زا بیماریشان تشدید می شود. خوشبختانه همچون بیماری سندرم روده تحریک پذیر، سایر بیماری های روان تنی نیز با استفاده از درمان های اختصاصی روان، قابل بهبود هستند. بیماری های روان تنی برای روانپزشکان و روانشناسان شناخته شده است و این متخصصان دانش کافی برای درمان و کنترل این گونه مشکلات را دارند. برای اختلالات روان تنی درمان های متفاوتی وجود دارد که دارودرمانی و روان درمانی را شامل می شود. روانپزشکان بر حسب نوع مشکل بیمار، داروهای مناسب را تجویز می کنند تا با به تعادل رساندن مواد شیمیایی مغز، عملکرد بخش هایی از بدن را که لازم است به تعادل برسند، بهبود بخشند. همچنین رویکردهای متفاوت روان درمانی نیز می تواند به بهبود بیماران کمک شایانی کند. روانشناسان بالینی برای درمان اختلالات روان تنی بر حسب تخصص خود و نیاز بیماران، از رویکردها و روش های متفاوتی استفاده می کنند که می توان به درمان های شناختی رفتاری، درمان های رفتاری، روان درمانی حمایتی، روان درمانی بینش مدار، گروه درمانی و خانواده درمانی اشاره کرد. به طور کلی به رغم درد و آلامی که بیماران مبتلا به اختلالات روان تنی تجربه می کنند، بسیاری از این بیماران با استفاده از درمان های مناسب پزشکی، روانپزشکی و روانشناختی می توانند بهبود پیدا کرده و زندگی راحت تری را تجربه کنند.
التماس دعا و شفاء